عاشق شدن تجربه ای جادویی است
هر بوسه، هر گفتگو و هر لحظه در ابتدا به نظر معقول و منطقی می رسد. اما چیزی نخواهد گذشت که این مجذوبیت و شیفتگی تنها به رابطه ای عادی تبدیل خواهد شد و دشواریهای زندگی مشترک خود را نشان خواهند داد. هفته ها و ماهها می گذرند تا روزی فرا برسد که از خود بپرسیم: واقعاً این شخص مناسب من است؟
آیا عبارات زیر تا به حال به زبان آورده اید:
- چرا تا این اندازه کور بودم؟
- همدیگر را خیلی دوست داشتیم ولی نمي دانم چه شد...!!!
نیمهء گمشده ی من
چه کسی می تونه باشه
مثه روح تشنه ی من
همیشه دیونه باشه
کسی که هر کلامش طلوعی تازه باشه
غم و تنهایی ما به یک اندازه باشه
اون کسی که خواستن او
با همه فرق داشته باشه
هر چه که از او بخونم
شعر تکراری نباشه
کسی که برای خوندن نشسته تو سینه ی من
نفس هاش هوای عشقه سکوتش صدای عشقه
اون که از نهایت عشق
منو با اسمم بخونه
منو جزئی از وجودش
یا خود خودش بدونه
اون که گم شده از آغاز
تا که من تنها بمونم
جاده ی جستجوهامو
تا قیامت بکشونم