نمي نويسم ...
نمي تونم بنويسم...
يعني نمي دونم چي بايد بنويسم...
از اينكه باز دوباره نتونستم طاقت بيارم...باز دوباره پوستم كنده شدو نتوستم درد نكشم...!!!
از اينكه اينهمه كم آوردم ...و زار زار به حال خودم و همه نتوانستنهام گريه كردم...
از اينكه ديگه خيلي چيزا تو اين زندگي برام تموم شده ...خيلي چيزا...